الیناالینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

الینا پرتوی گرم خورشید

نی نی به به

امروز عزیز دل مامان یه شکم سیر فرنی مخصوص سرآشپز خورد .این بار یه کمی موز به فرنی الینا اضافه کردم که این باعث شد که مزه ی غذاشو خیلی دوست داشته باشه .نی نی ناز مامانی خیلی دختر خوبیه و حسابی با من بازی کرد یکی از بازی های موردعلاقه الینا نون زنجبیلی بازیه .حالا این بازی چی هست در این بازی مامان نقش شیرینی پز و الینا خمیر شیرینی رو بازی می کنه و من مراحل پخت شیرینی روش انجام می دم قسمت مورد پسند نی نی جونم ورز دادن خمیر و خوردن نون زنجبیلی هست .من که از خوردن این شیرینی خیلی خیلی خوشم می آد.این بازی کودک رو با قسمت های مختلف بدنش آشنا کرده رابطه مادرو کودک را افزایش داده و با توجه به ماساژ باعث رفع خستگی و نشاط نوزاد می شود .
17 بهمن 1391

خبر خبر جوونه دندون الیناجونی دیده شد.

امروز دکتر محتشمی گفت که دندون الینا در اومده و من یه تیکه مروارید دیدم که جوونه زده و کلی ذوق کردم البته دکترت گفت که از این به بعد بهداشت دهان ودندانت رو رعایت کنیم حالا چطوری بعد از خوردن قطره آهن با گاز و آب جوشیده روی دندان هایت رو تمیز کنم و بعد از این که دندونت در اومد بعد ازخوردن غذا یعنی انواع پوره و سوپ با مسواک انگشتی دندونات رو با آب تمیز کنم . دنودن درآوردنت مبارک عزیزم از طرف مامان و بابا 
16 بهمن 1391

اولین کارتونی که الینا دید

روز شنبه چهاردهم بهمن الینا جونی اولین کارتون رو دید اونم چه دیدنی در حالی که به بابایی تکیه داده بود برای خودش حسابی نشسته بود و با دیدن کارتون البته کاراکترهای آن  شروع کرد به قهقه زدن حالا نخندکی بخند البته من هم بیکار ننشستم و ازش فیلم گرفتم حالا ماجرا ی انیمیشن چه بود داستانپسرک ترسویی بود که بعد از بزرگ شدن از کارش اخراج می شود و ناخواسته درگیر ماجرای یک کتیبه می شود که تبه کاران به دنبال آن هستند . الینا که از این کارتون حسابی خوشش اومده بود البته من نگذاشتم تا آخرش ببیند چون ترسیدم از خنده زیادآسیب ببیند   
15 بهمن 1391

تابلویی که دل الینا رو برده

این روزها الینا به همه اجزای خونه توجه می,کنه حتی به جیا هاپو انگار می فهمه که با بقیه یه فرق هایی داره جیا هم حضورش رو دیگه حسابی پذیرفته اما از تلویزیون و موسیقی که بگذریم یه چیزی هست که با دیدنش می خنده و حسابی خوشحال می شه شیر نه مامانش نه بابایی نه پستونک نه همه اینا غلطه با دیدن یه تابلوی نقاشی که بالای مبل تو پذیراییه  عجیب می خنده حالا اونجا چی می بینه خدا می دونه البته ما اون تو یه چند تا گلشقایق قرمز با زمینه زرد می بینیم و بس ولی بایداز دید الینا خانوم این نقاشی رو دید که چرا این قدر دل دختر یکی یه دونه ما رو برده  حالا که از اون تابلو گفتم حرف زدنش رو دلم نیومد که از قلم بندازم گاهی اوقات برای خودش می زنه زیر آواز ق ب...
14 بهمن 1391

نوزادان بیشتر از آنچه ما فکر می کنیم می فهمند.

پژوهشگران بخش عصب موسسه ماکس پلانک می گویند نوزادان در سن چهار ماهگی قادر به فراگیری نظم دستوری یک زبان جدید هستند . آ نها میگویند نوزادان در کمتر از ۱۵دقیقه رابطه دستوری زبان را درک کرده و نسبت به اشتباهات آن واکنش نشانمیدهند همچنین قادرند فرق بین زبان مادری و یک زبان جدیدرا دریابند . آنها همچنین دریافتند نوزادانی که در یک محیط دو زبانه که والدین به دو زبان صحبت می کنند رشد می یابند در آینده بهتر قادر خواهند بود زبان های خارجی را فرا بگیریند  منبع سایت پزشکان بدون مرز
14 بهمن 1391

تمرین هایی برای باهوش شدن نوزاد

  فعالیت هایی که به تدریج به نوزاد می آموزد چگونه از حواس خود استفاده بهتر کند می تواند در رشد فیزیکی و عقلی او موثر باشد . ورزش صدا  هر بار که می توانید هنگام حمام بردن تعویض پوشک و ... با کودک خود حرف بزنید اینکار به او کمک می کند تا بداند صدا از دهان شما خارج می شود .هر چقدر که می توانید نام کودک را صدا کنید و هر بار که فردی نا او را صدا کرد نوزاد را به سمت صدا بچرخانید . رنگ ها : همیشه اسباب بازی های بی خطر را اطراف او قرار دهید و به او نام رنگ ها بگویید .قبل از پوشاندن لباس هایش برای او رنگ لباس ها را بازگو کرده و ببینید به چه رنگی واکنش بیشتری نشان می دهد . ورزش دهانی : وسایل دندانگیر مخصوص نوزاد را برای او ...
13 بهمن 1391

ماجرای دندون درآوردن الینا خانوم

امروز الینا جونی یه عالمه گریه و بی قراری کرد حتی   حوصله حموم کردن رو نداشت و یه عالمه غرولوند کرد . دادن دندون گیر و ماساژ لثه هم فایده ای نکرد .اشتهای شیر خوردن هم نداشت و مدام انگشتانش را با ولع می خورد حالاهم با هزار سلام وصلوات خوابیده .موقع ماساژ لثه اش فهمیدم که دندان سمت راستی یکمی بیرون اومده و هنوز تا بیرون اومدنش خیلی مونده می خواستم به دکترش زنگ بزنم که پشیمون شدم  امروزاز خوردن غذای کمکی هم خبری نبود که نبود. فقط توی تابش بود که کمی آروم,گرفت . موقع غذا خوردن هم دست ازمکیدن دستش بر نمی داشت این بود ماجرای امروز الیناخانووووووم ...
13 بهمن 1391